تبليغاتX
عشق آمد و عالمی تطهیر شد
http://atasong.blogfa.com
دادگاه عشق

دادگاه عشق

 قسمم قلبم بود وکيلم دلم حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان. قاضي نامم را بلند خواند. و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. محکوم شدم به تنهايي و مرگ. کنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم. و من گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم

 




نوشته شده در یکشنبه 1385/03/21 توسط عطا | لينك ثابت |

 

حرف های دل

 

 در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد .

گاهي بود که با تو آشنا شدم. و در ان لحظه بود که عشق گمشده خود را يافتم. و در ان دم بود که باران عشق برايم معناي ديگري پيدا کرد. شايد تو همان عشق کودکي بودي که در سبزينه خاطراتم نهفته بودي. شايد هم آن سيب سرخ رنگين کمان هفت رنگ برايم هفتاد رنگ پيدا کرد و شايد هم به همين سادگي از پس تاريکي ها بيرون آمدم و اين آرامشي بود در ميان غوغا شايد تو يکي از خاطرات شيرينه آن ستاره يلدا بودي يا ان روزهاي گمشده تو آن عشق ابدي هستي که در خانه اميد دلم جا باز کردي.


پروردگارا! نشان کوی تو را می توان از نگاههای باران خورده ی نماز گزارانت یافت و بوی تو را می توان از دستانی که به سمت تو پروانه شده اند احساس کرد و من با سرود رودخانه ها در سجاده ی نمازم جاری می گردم تا بردباری و آمرزشت را عطایم فرمایی و تسبیح و شکر ثنا گویانت را نثارم کنی.

 از زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم که همه ی نگاه هاپیام آور عشق نیستند همه ی نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند و همه ی نگاه ها بی ریا نیستند ولی باز دل بستم به نگاهی که ......

اگر صدايم کنی ،شادمانه بال ميگشايم غصه هايم را در سبدی ميريزم و پشت در ميگذارم . آنگاه به آسمان خيره ميشوم تا فرشته ها از پله های ستاره پايين بيايند و مرا با خود ببرند . اگر همه درختان مال من بودنددفتر هايی گرد مياوردم هر درخت دفتری و هر دفتری پر از عاشقانه های من برای تو ... اگر همه پنجره ها حتی در دورترين نقطه اين کره خاکی مال من باشند .


 چه جاي ماه ، كه حتي شعاع فانوسي درين سياهي جاويد كورسو نزند به جز قدمهاي عابران ملول صداي پاي كسي سكوت مرتعش شهر را نمي شكند *** به هيچ كوي و گذر صداي خنده مستانه اي نمي پيچد *** كجا رها كنم اين بار غم كه بر دوش است ؟ چرا ميكده آفتاب خاموش است؟؟.

 




نوشته شده در شنبه 1385/03/20 توسط عطا | لينك ثابت |

 

متــــــــــــــرسک

مترسک !!

منم آن مترسک تنها چه دير فهميد مزرعه، که مترسک، محتاجِ تنها با او بودنست....... مترسکي تنها و غريبم .... تنها تر از تنهايي تو به چه ميبالي؟ به بي کسان؟؟ من همان بي کسم

مترسک مي دانست تا او زنده است کلاغ ها از گُرسنگي خواهند مُرد . فردا ... مترسک خود را کُشته بود ... او تازه کلاغ ها را فهميده بود ؟!؟!

بقیه اش 


ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه 1385/03/19 توسط عطا | لينك ثابت |

 

بغض

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت .




نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/18 توسط عطا | لينك ثابت |

 

عشق

 

عشق ایستادن زیر باران و با هم بودن نیست.عشق یعنی! برای دیگری چتری شدن و

او هیچگاه نداند که چرا خیس نشد

 




نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/17 توسط عطا | لينك ثابت |

 

دل مـــــــــــــــــــــن !

 

توي آينه خودتو ببين چه زود زود توي جووني غصه ها اومد سراغت پيرت کنه نزا ر که تو اوج جووني غبار غم بشينه رو دلت يهو پيرزنو پيرت کنه منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست تا اخر عمرت اگه تنها باشي اون نمياد خودش ميگفت يه روز ميزاره ميره خودش ميگفت يه زور خاطره با تو ميبره از ياد.... اخه دل من دل ساده من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار اخه دل من دل ديوونه من  ديدي اونم تنهات گذاشت بعد از يه عمر ازگار اخه دل من دل ديونه من  تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار..... ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت  رفت تومونديو  بيکسيو يه عمر خاطره پيش روديگه نمياد ديگه پيشت نمياد  از اون چي موند برات به جر يه قاب عکس روبه روت اخه دل من دل ديوونه من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار..... تا کي ميخواي بشيني به پاش بسوزي تا کي ميخواي بشيني چشم به در بدوزي در پي پيدا کردن کسي برو که فقط واسه خودت بخواد تورو تا کي ميخواي بشيني به پاش بسوزي تا کي ميخواي بشيني چشم به در بدوزي در پي پيداکردي کسي برو که فقط واسه خودت بخواد تو رو اخه دل من دل ساده من  تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار  اخه دل من دل ديوونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر ازگار اخه دل من دل ديوونه من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار...... ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندي بيکسيو يه عمر خاطره پيش روت ديگه نمياد ديگه پيشت نمياد  از اون چي موند به جز يه قاب عکس روبه روت اخه دل من دل ديوونه من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار..... اخه دل من دل ساده من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار اخه دل من دل ديوونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر ازگار اخه دل من دل ديوونه من  تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار .....ديدي اونم vفت اونم تنهات گذاشت رفت  تو مونديو بيکسيو يه عمر خاطره پيش روت ديگه نمياد ديگه پيشت نمياد از اون چي موند برات به جز يه قاب رو به روت اخه دل من دل ديوونه من تا کي ميخواي خيره بموني به عکس روي ديوار.......

 




نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16 توسط عطا | لينك ثابت |