تبليغاتX
عشق آمد و عالمی تطهیر شد
http://atasong.blogfa.com
Winer

اینم آلـــــــــــــبوم جدید سعید محمــــــــــــــــدی

برای دانلود آهنگها روی آنها راست کلیک و گزینه ی SAVE TARGET AS  را انتخاب نمایید.

کیفیت پائین:
برنده
آرزو
دیار
نگو خداحافظ
بازنده
باد و بید
باغ ستاره
خواب موندی
کیفیت بالا:
برنده
آرزو
دیار
نگو خداحافظ
بازنده
باغ ستاره
خواب موندی

 




نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29 توسط عطا | لينك ثابت |

 

کلیـــــــپ

کلیپ شماره ۱  ( تهمت با صدای محسن چاوشی )

 

   Size  :  647 KB

مشاهده در محیط وب

 




نوشته شده در یکشنبه 1385/04/25 توسط عطا | لينك ثابت |

 

یگانه

گیرم بازم بیایی

زندونی(32kb)

زندونی(128kb)




نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/14 توسط عطا | لينك ثابت |

 

تقدیم به همه عزیزان

آلبوم جدید شیلا به اسم امشب (یادت نره دانلودش کن حتما)

برای دانلود راست کلیک و روی گزینه ی SAVE TARGET AS را انتخاب نمایید .

01 - Toro Mikhaam [24Kps] [128Kps]

02 - Shahr Haaye Iraan [24Kps] [128Kps]

03 - Yeh Del Daaram [24Kps] [128Kps]

04 - Zemestoon [24Kps] [128Kps]

05 - Toe Digeh Ki Hasti [24Kps] [128Kps]
06 - Emshab [24Kps] [128Kps]
07 - Gol Maryam [24Kps] [128Kps]




نوشته شده در یکشنبه 1385/04/11 توسط عطا | لينك ثابت |

 

بازم دانلود

اینها رو حتما دانلود کنین که اگـــــــه دانلود نکنین از دستتون میره!!

۱- سه تا آهنگ ناز از وحید حیدر نژاد  (دانلود )

۲- آهنگ بسیار زیبا افسوس با صدای هاکان (دانلود)

۳- نازنین  فقط دانلود کن و گوش کن بازم به ما سر بزن (دانلود)

۳- تاب قفس نداشتم از حامد هاکان (دانلود)

۴- زیادی خوبی کردم الان دانلودکن (دانلود)

۵- وای چه جوری مرده خود کشی می کنه (دانلود)

اینم چند تا مدل عاشقونه که طریقه ی لاگین شدنت رو تو یاهو عاشقونه می کنه

۱- ۳۰سی  کلی قشنگه حتما دانلود کن  دانلود  

۲- فقط تو دانلود

۳- تایمر دانلود

  ۴ - گربه نازه دانلود 

۵ - صفحه ی کامپیوترم قشنگه ؟ دانلود

۶ -  رقص دوست  داری ؟ دانلود

۷ -  دوستت دارم هوارتا دانلود

۸ -  دوستت دارم غریبه دانلود

۹-  قلبمو نسوزون عزیزم دانلود

۱۰-  میمون کوچولو دانلود

 ۹ -  ساعت چنده جناب ؟ دانلود

۱۰ - طــــــــــــــوطی دانلود

11- منم پسری تنهام دانلود

یه فلش ناز این رو هم دانلود کن




نوشته شده در شنبه 1385/04/10 توسط عطا | لينك ثابت |

 

اگـــــــــــــــه....

اگه يکي رو ديدي وقتي داري رد ميشي برمي‌گرده نگات مي‌کنه، بدون براش مهمي. اگه يکي رو ديدي وقتي داري ميفتي زمين. برمي‌گرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي. اگه يکي رو ديدي وقتي داري مي‌خندي برمي‌گرده نگات مي‌کنه، بدون واسش قشنگي. اگه يکي رو ديدي وقتي گريه مي‌کني مياد باهات اشک مي‌ريزه، بدون دوستت داره. اگه يکي رو ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف ميزني ترکت مي‌کنه، بدون عاشقته. !!




نوشته شده در جمعه 1385/04/09 توسط عطا | لينك ثابت |

 

غــــزل

عمریست غزل ســرای عشـقم
دیوانـــه هـر نوای عشقـم
عمریست که می سرایم این را
من بوسه زن لوای عشقـم
عمریست مسافری به صد شوق
در کشتـی ناخــدای عشقـم
عمریست که افتخارم این است
دلــداده هــر بــلای عشقـم
در سینـه زشـوق می نــوازم
من عاشق و مبتلای عشقـم
در وسعت دشت وکوه وصحرا
من مشتـــــری طلای عشقـم
ســوزد زنگــاه کـل وجـــودم
آتشکــــده ســــــرای عشقـم
دل خسته ز جغـدو کرکسانم
من منتظــــر صــدای عشقـم
گرچه زخمی وخسته ام ازجور
دنبــــال رو رضـــای عشقـم

 




نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/08 توسط عطا | لينك ثابت |

 

کاش مي شد داد زد فرياد زد کاش با فرياد غم پر مي کشيد کاش مي شد آن دمي که درد هست چشم را بست و دگر چيزي نديد کاش اشک با غم من ياري کند اشک تنها مرهم درد من است خورده پيوندي ميان من و درد کاش مي شد گره را از هم بريد ****** شادم که در شرار تو مي سوزم شادم که در خيال تو مي گريم شادم که بعد وصل تو باز اينسان در عشق بي زوال تو مي گريم

خواستم عشق را معنی کنم ...؟ به نزدیک قفس کناره پنجره رفتم . ان را باز کردم تا ان پرنده زیبا ازاد گردد. ولی ان هنگام که ان پرنده به سوی اسمان پر گشود معصومانه به زمین افتاد ! به قفس نگریستم .نه.....!نه.....! ان پرنده بالهایش را درون قفس جا گذارده بود ! اری....! ان پرنده به قفس عادت کرده بود . اخر ان پرنده زیبا به میله های اهنی قفس دلباخته بود . حالا دیگر معنی عشق را یافتم

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیال ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوستش داري




نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/08 توسط عطا | لينك ثابت |

 

نمي دانم محبت را بـر چه كاغذي بنويسم كه هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم كه هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم كه هرگز پاك نشود بـر چه آبـي بنويسم كه هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم كه هـرگز سـنگ نشود

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست، وفا آنست که نامت را همیشه روی لب دارم . آنقدر از بيداری قصه گفت تا خواب ما را ربود بيدار که شديم رفته بود با هر آنچه داشتيم

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم

 چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگری ببينی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زير لبت بگويی: گل من باغچه ی نو مبارک

 دلم از فراق خون شد چه گويم از جدايي نظري به من نداري به طريق آشنايي همه شب به ياد رويت بفشانم اشک حسرت به اميد آن که آبي به برم به دل ربايي من بي تو را چه سازم؟که چنين اسير يارم نه رها کني ز بندم نه کشي ز بينوايي.زندگی به من اموخت چگونه عاشق شوم امااااا......... نیاموخت چگونه فراموش کنم




نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/08 توسط عطا | لينك ثابت |

 

وقتی که تو رفتی

وقتی تو رفتی

 دیگر ترانه رفت

در قلب من

شور عاشقانه رفت

وقتی تو رفتی

قلبم گرفت

از ذهن من، حرفهای صادقانه رفت

وقتی تو رفتی،دل پر بهانه شد

دنبال عشق تو هر سو، روانه شد

وقتی تو رفتی

با تو زمانه رفت

با تو زندگی با هر بهانه رفت

وقتی تو رفتی این دل که خسته شد

درهای زندگی یکباره بسته شد.




نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/08 توسط عطا | لينك ثابت |

 

all thing


 همه مي گويند كه اسير سراب چشمانت شده ام ... همه مي گويند اسير تارهاي بافته احسا ست شده ام... همه مي گويند و باز هم مي گويند كه قلبم را در سراب گم كرده ام و روزي در بازار عشاقت به قيمت يك لبخند مرا خواهي فروخت ولي من تنها به چشمانت سياهت نگاه مي كنم تا پاسخ سوالهايم در نگاهت دریابم. 


نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/08 توسط عطا | لينك ثابت |

 

و اما با بودنت ...

 

 باز روزی پس از صباحی چنــد بعد ار گذشتن از آبهای گـــــل آلود  ,  کوسه های خطرناک  , قلاب بی رحم ماهیگیران و طوفانهای خشمگین , به عمق آرام و خنک و امن آبها خواهم رسید و عشق آرزوها و رویاهایم را خواهم یافت . عشقی که در نظرم از کودکی زیبا بوده اما شبیه قطره اشکی که بی صدا و آرام بر گونه ی پهناور آبشاری سقوط می کند و گم می شود . امــــــــــا با پیدا شدنت ناگهان می بینم که نه ,  عشق می تواند شبیه اشعه ی گرمابخش خورشیدی باشد که یخهای وجود را به بخار و از آن شبنمی می سازد مظلوم برای رهایی برگهای خسته اطلسی از دست غم خشکی و بی هدفــــــــــــی.




نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/07 توسط عطا | لينك ثابت |

 

لحظه ها را ..........

 

در آغوشم گير تا لحظه اي آرام گيرم و اين آشفتگي را از ياد ببرم آغوشت بستر بي مرز کودکي است با زمزمه هاي معجزه ساي مادر و قصه هاي شب سوز شبانه آغوشت کتمان تمام تاريکي هاست ! تمام تحکم ها آغوشت پناه انديشه من است مرا به تماشا بنشين ! برايم بنويس که من محتاج کلام توام چگونه گويمت دوستت دارم !؟ وقتي که اين آيه هاي قدسي ورد زبان آدمياني ست که با قلبي ميان دو پا و دشنه اي در کف کنج دنج کوچه ها را مي کاوند ؟

 مي دانيم و مي خوانيم براي كساني كه نمي دانند بخوانيد از ته دل بخوانيد براي اين روزگار عشق بخوانيم و بدانيم كه زندگي زيباست و خدا هم زيبايي رو دوست داره پس من زيبا بيدم پس خدا من رو هم دوست داره.


تقديم به کسي که خاطرش واسمون خيلي عزيزه و خيلي هم دوسش داريم ... ولي افسوس که خبر نداره ..... در من ايشون پيشبين خوبي هم هست و قراره آينده منو پيشبيني کنه............اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم ... اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پهيت مي گريستم ..... اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم به وجود عزيزت مي کردم ولي افسوس نه بارانم نه اشکم نه گل و نه عشق ولي هر چه هستم دوست دارم و آهنگ دوست داشتن و واست مي نوازم .


 تنها يک نگاه ... تا ابدي شود ميان ما دو تن و بشنويمش بي آنکه سخني رانده باشيم همه را نوشتم تا تو - تنها تو - مرا ببيني ! ورنه اين حرفها خودزني نامتناهي تازيانه نيست راست گفتي من در خود غرق شدم !!! مي روم خودم را پيدا کنم مي روم پيدا شوم بس است ديوانه بودن و ديوانگي را نوشتن... کاش وقتي که يادم مي افتاد تو ديگر نيستي مرده بودم و اين نيز بگذرد!!!

وفتي : عشق فراموش شدني نيست و نشانم دادي سفره هاي گشوده خوشبختي را.. مي شود نفرينم کني ؟ آري نفرينم کن. اگر برآني که وارهانيم از زندان زندگي. پيش تر از آنکه به اين زندگي اجباري خويش خو کنم - به مرگي عاشقانه نفرينم کن که اين دعاي آمرزش است در بستر گاه روزگار مرگي که زندگي را عشق را و مرا معنايي دوباره بخشد . مرگي هم قداست نخستين جرعه ي شير مادرم .


سياهي شب را با سپيدي روز که خود عصاره ي رنگين کمان است تا خاکستري را برگزينم براي ترسيم آسمان سرزمين خويش اينجا سرزمين قلب و احساس من است و من تو را دوست مي دارم تو را دوست ميدارم و با تو ديگرم به بيداري اين گستره ي خاموش و آدميانش نيازي نيست.

 خوشبختي نامه اي نيست که يه روز يه نامه رسون آن را به دست هاي منتظر تو برسونه . خوشبختي ساختن يه عروسک از يه تکه خميره به همين راحتي . ققط يادت باشه جنس اون خمير بايد از عشق باشه **** عاشقانه مردن را بلد نيستيم لااقل عاشقانه زندگي کنيم ....سوختن حرف کمي نيست انانکه ساختند سوختند **** اگر دنيابه فرمانم شود امروزهزاران شمع آبي با هزاران شعله قرمزبراي تو مي افروزم و خود اما ...به جشن توبه جاي هر چه پروانه...هزاران بار مي سوزم... ققنوس وار تا شايد باور کني صادقانه دوستت دارم.


 




نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/07 توسط عطا | لينك ثابت |

 

نوشتن

 
دلم هوای نـوشـتن کرده بود امشب ...
باد و بارانی بود اندرون دلم ...
و صدای چند کلاغ و جیرجیرک ...
کاغذی و قلمی و کرور کرور دل برای نوشتن !
خوب ... برای که بنویسم حالا ؟
تازه ، برای کسی هم که بنویسم ، چه کسی ببرد برایش ؟!
یادم آمد ...
آدم برای خدا چیزکه بنویسد و بگذارد زیر فرش ،
خدا خودش برمی دارد ... !
 
پرشدم از شوق برای نوشتن ...
دراز کشیدم روی زمین و دستی
زیر چانه و دستی بر روی کاغذ !
 

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 1385/04/05 توسط عطا | لينك ثابت |

 

 
زندگی گل زردی است به نام "غم" مروارید غلطانی است به نام "اشک" آینه ای شکسته است بنام "دل" و بلاخره فریاد بلندی است بنام :آه
 
دنیا در افق نظرگاه اهل یقین در عشق بی قرین خلاصه می شود که در طاعت یار جز به فضل ساحت مقدس دلدار نگنجد و ایمان به ماورا طبیعت و پنهانیهای پشت پرده خلقت پوشیدن قبای کمال بر قامت نیلگون یار است انچه در جهانی از معنا نگنجد در کمال عشق دلدار در سایه عشق یار جز زیر مجموعه ای بیش نیست ........................؟!
 
تنها بودم . تو رسیدی گفتی " ما " بشیم بهتره . دیگه تنها نبودم. اما بعد از مدتی سر قرار نیومدی . یه روز که داشتم دنبالت می گشتم به تنهای دیگری رسیدم .گفتم چرا تنهایی ؟ گفت : یارم نیومده . یکدفعه بلند شد و با خوشحالی گفت : اومد ! وقتی برگشتم تو را دیدم اری تو را دیدم



نوشته شده در دوشنبه 1385/04/05 توسط عطا | لينك ثابت |

 

صدا کن مرا

 

صدا كن مرا
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
كسي نيست،
بيا زندگي را بدزديم، آن وقت
ميان دو ديدار قسمت كنيم
بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم
بيا زودتر چيزها را ببينيم
ببين عقربك هاي قواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردي بدل مي كنند
بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام
بيا ذوب كن در كف دست من، جرم نوراني عشق را.
 



نوشته شده در دوشنبه 1385/04/05 توسط عطا | لينك ثابت |