سلام
خب بعد یه عمر زندگی می بینی چی شده ، بقول اون آقاهه یی هو باید بریم سربازی خب بی خیال حالا یه رفیق دارم سد هستش می گه اون روزی که قرار بود بره سربازی اومده هر چی تو دلش بوده رو ریخته تو وبلاگ ، خب اون این کارو کرده منم بکنم دیگه مگه چیه نمی دونم حالا کجا بیفتم و چطوری می خوام این همه مدت ... بی خیال حالا .
خب من این وبلاگو چند وقت پیش فکر کنم آخرای خرداد پارسال بود که از زندگی و درس همه چی زده شده بودم اینو ساختم اسمش از الکی زدم رفت اولش یه سری آهنگ گذاشتم بعد یکی برام نظر گذاشت منم کلی خوشحال شدم تن تن آپ می کردم تا که شد الان این که دیگه کسی کامنت هم نمی ذاره اینا رو بی خیال
فردا که می خوام اعزام بشم فکر کنم دیگه دوره این خوشیا تموم شدآره یه زمونی ما هم کلی خوش بودیم میگم کلی دیوونه ایم ها کلی خوش بودیم و می گفتیم پس کی مابه خوشی می رسیم هنوز هیچی نشده می گم چرا دیوونه بازی در آوردم دو سال کنکور شرکت کردم چرا درس نخوندم حالا چون مخم خوب بود با اینکه نخونده بودم دوسالش هم قبول شدم چرا نرفتم خیلی دیوونه بودم بخدا ، تازه هیچی نشده به این نتیجه رسیدم که باید امسال هر چی شد برم دانشگاه کی می خواد حالا بره سربازی و کلی عمرش رو تلف کنه و نمی دونم آخرش چی بشه حالا
بذار یه خرده هم از چت و دوستای چتم بگم راستش من یه زمونی خیلی خوره بودم تو چت روز به روز چت می کردم ولی خداییش هیچوقت تو چت دروغ نگفتم ، من اول یه آی دی داشتم سانرایز بود کلی با اون اددلیست جمع کرده بودم که یه روز صبح اومدم تو کافی نت آوردمش بالا هی نرفت چند سری زدم اونم نشد راستش اول فکر کردم کار این رفیقم ابراهیمه گفتم عوضش کرده بعد که اومد بهش گفتم ابی پسه منو می دی ؟؟؟ گفت پسه چی ؟؟ بعد فکر کردم هک شده یه آی دی ساختم همین آی دی که الان دارمش بعد اددش کردم تو اون ولی کسی باهاش بالا نیومد بعد کلی فکر و تفکراته انیشتینی فهمیدم این اول و آخرش یه کد زده بودم که یاهوو داره پیشرفت می کنه و اینو نمی شناسه دیگه خب بی خیالش شدم ولی توش خیلی ازدوستام بودن که همشون هم خوب بودن نمی دونم حالا منم دوس داشتن یا نه ... تو این آی دیمم چن نفر رو دارم البته اون یکی نزدیک ۲۰۰ تا اددلیستی داشت ولی این یکی همش ۳۰ و خرده ای هستش ولی فقط با چن نفرشون زیاد چت می کنم که می دونم دوستای خوبم هم اینان ، می گم می بینی چه زود پیر شدیم ؟ دیگه چت و آپ و این کارا رو باید تو خواب ببینیم البته یه کم دعام کنین که برم دانشگاه تابستون بیام از پادگان بیرون دیگه ...
می گم من که دارم می رم اونجا وقتی که برگشتم کسی دوباره عطا رو می شناسه ؟؟ آخه :: گلام پژمرده می شن ، آدمام از یاد برده می شن ، لحطه ی وداع گریه بسیار ، لیک خاطره هاهم مرده هم شن
راستی یه آقایی هم یه سوال کرده بودن در مورد کلیپ های فلش ... ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1385/11/17 توسط عطا | لينك ثابت
|
|