من پر از حرف سكوتم، خاليم رو به سقوطم بي تو و آبي عشقت تشنه ام كوير لوتم
نميخوام آشفته باشم ، آرزوي خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفم رو نگفته باشم
پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش
شبو از قصه جدا كن ، چكه كن رو باور من خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من
نوشته شده در جمعه 1386/01/10 توسط عطا | لينك ثابت
|
|