تبليغاتX
عشق آمد و عالمی تطهیر شد
http://atasong.blogfa.com
زندگــــــــــــــــshodـــــTamoomــــــــــــــی

زندگي قصه مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد


نوشته شده در سه شنبه 1386/05/09 توسط عطا | لينك ثابت |

 

دوری ، دوررررررر

من هنوز در کنار توام

آن که لیوان آب دردستش نگاه داشته

منم

تشنه نیستی ؟

به خدا هر روز سایه هایت را رنگ می زنم

اما هر بار که می آیم

به قدمهایت زانو بخشم

فاصله ای از تو پریده ، فریاد می زند :

تو دیگر از پاره خط های قلبم دوری ، دوررررررر




نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 توسط عطا | لينك ثابت |

 

می آیم روزی

می آیم روزی

و حاصل صبرت را با کاسه ای از جنس

بلور یکجا سر می کشم

می آیم ، آری روزی

و اگر انتظاری مانده باشد

برای تو و همگان

لبخند یخ بسته قالب میگیرم




نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 توسط عطا | لينك ثابت |