روی مروارید اشکم ، قصه ی تو رو نوشتم تا که آدما بدونن ، تویی تنها سرنوشتم
توی چشمای تو خوندم ، واژه ی فاصله ها رو چه کنم فاصله پیداست ، تو غبار سرگذشتم
جاده ها امون ندادن ، هجرت تو رو ببینم خارای وحشی رازها ، با دلی خسته بچینم
تو برو دلم یه جادست ، توی امتداد مقصد
زمونه پلکامو بسته ، هجرت تو رو نبینم شبا بی ستاره موندن ، تا تو برگردی دوباره آسمون ابری و خستست ، بارونه حسرت می باره خاک جاده ها به من گفت ، یه روزی تو برمی گردی روزی که تو بر می گردی ، روزه میلاده بهاره
نوشته شده در شنبه 1386/08/05 توسط عطا | لينك ثابت
|
|